تبليغاتX
... تا سپیده
 

زبان هوشنگ رئوف نیاز به تعبیر و تفسیری ندارد . در زبان او واژه خود واژه است بی کم و کاست . امروز این دو شعر را برایم خواند . راهی برای نصف کردن حس هایم با شما بلد نبودم غیر از آنکه شعر های رئوف را تقدیمتان کنم  

بیمارستان

                                                   هوشنگ رئوف

1

 

یقین داشته باش

که نیمه شب است

اما تصور کن

فقط تصور کن

که این جا بیمارستان نیست

تصور کن

کاروان سرای ست

در سال هائی خیلی دور

با حجره حجره بار امانتی

تصور کن

ناطور را

خواب برده است

و مرگ

راهزنی ست پشت دیوار

در کمین بار های امانتی

و این را یقین داشته باش

                  

2

دیشب دیر وفت

 بیمار تخت ۴

با خودش

یا شاید با کسی

بریده بریده حرف می زد

من فقط می شنیدم

دم دم های صبح

 آمدند

مرد را و تخت را

                 با هم بردند

تخت ر ا

مثل اسبی بی سو ار آوردند .

و  مرد را دیگر ندید م

                   

                       اسفند ماه  90 بیمارستان .......

+ نوشته شده توسط بهرام در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:9 |
 

این عکس برای من سرشار از حرف و حدیث است درروزگار غریب

+ نوشته شده توسط بهرام در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:22 |
 

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی به تازگی کتاب جدید ش را با عنوان «با چراغ و آینه در جست‌وجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران» منتشر کرد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام در جمعه هجدهم فروردین 1391 و ساعت 0:29 |

  

   ن     و     ر      و      ز

                  

          م  ب ا  ر  ک

+ نوشته شده توسط بهرام در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 و ساعت 12:32 |

 

  

بيداد ساز و دهل نزديك است !

 نصرت درویشي در چراغ هاي رابطه  با شعر بهار ایلیاتی  هوشنگ رئوف و دو نوشته به پیشواز نوروز رفته است . با اجازه درويشي عزيز سروده رئوف نازنين را اينجا مي آورم .

بقيه حرف ها را  هم در چراغ هاي رابطه بخوانيد.                          

   بيداد ساز و دهل نزديك است !

                                                هوشنگ رئوف

چه سماع دل نوازی                

                 جلوه می کند

بر پیشانی این سپیده ی روستائی

تا بگذرند

             رود خانه را

                           پرندگان

زران - زران  - بزران  را

بال می زنند در آئینه ی آب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 و ساعت 17:19 |

 

درگاه رونمایی شد

به گزارش خبرنگار مهر،  درگاه عصر پنج شنبه در مراسمی با حضور مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان لرستان، نویسندگان و ناشران این استان رونمایی شد.

صاحب امتیاز و مدیر مسئول دو فصلنامه درگاه در رابطه با جزئیات این نشریه اظهار داشت: دو فصلنامه درگاه در راستای سیر تکاملی ادبیات معاصر استان لرستان منتشر و توزیع می شود.

عبدالرضا شهبازی با بیان اینکه گستره توزیع این دو فصل نامه جنوب و غرب کشور است، ابراز امیدواری کرد که در آینده نزدیک این دو فصل نامه به ماهنامه تبدیل شود.

وی تصریح کرد: قرار بر این است که در قالب این دو فصل نامه شخصیت های ادبی استان لرستان به کشور معرفی شود.

+ نوشته شده توسط بهرام در شنبه بیستم اسفند 1390 و ساعت 13:40 |
 

درگذشت سیمین دانشور

 دانشوراز زنان آغاز گر نگارش به شکل حرفه ای در ادبیات فارسی است."سووشون" معروفترین اثردانشور تاکنون به ۱۷ زبان ترجمه شده است . سوشون از پر فروش ترین آثار ادبیات داستانی در کشورنیز محسوب محسوب می شود.

+ نوشته شده توسط بهرام در جمعه نوزدهم اسفند 1390 و ساعت 7:0 |

 

 ای مرز پر گهر

 

درهشتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم آکادمی سینمایی اسکاركه در کداک تئاتر شهر لس آنجلس بر گزار شد اولین اسکار تاریخ سینمای ایران در دستان اصغر فرهادی جای گرفت. فیلم جدایی نادر از سیمین به عنوان برترین فیلم خارجی زبان  به اين جايزه دست يافت .

 این فیلم نامزد بهترین فیلم غیرانگلیسی و نیز بهترین فیلمنامه بود. جدایی فرهادی در بخش بهترین فیلمنامه، نتوانست جایزه بگیرد .جايزه اين بخش به وودی آلن رسید. فرهادی در هنگام دریافت جایزه اش گفت: سرزمین من فرهنگ کهن و غنی دارد که زیر غبار سنگین سیاست مخفی شده است. جایزه ام را به مردمم تقدیم می کنم. مردمی که مخالف خشونت هستند و با تمدن ها و فرهنگ های دیگر سر سازگاری دارند.

 

 

+ نوشته شده توسط بهرام در دوشنبه هشتم اسفند 1390 و ساعت 6:5 |

 

درگاه  منتشر شد

                                                 

كاري كه سال ها است جايش در فضاي فرهنگي ديارمان خالي احساس ميشد . سرانجام به دست همت عبدالرضا شهبازي شكل و موجوديت گرفت و حالا در دسترس شما عزيزان است.

اگر بيشترازيك سال نباشد كه هست ! دقييقا درجريان فعاليت هاي شهبازي براي انتخاب نام و گرفتن مجوزو گرد آوري مطالب دو فصل نامه ادبي درگاه مي باشم. از سال گذشته تا حالا كه درگاه در پيشگاه نگاهتان است محدودند روزهايي كه شهبازي و من در ارتباط با آن حرف و حديثي نگفته باشيم .

كوتاه آنكه خدا را شاكرم به خاطر اتفاقي چنين قشنگ و انتشار نخستين فصل نامه ادبي در ديارم . اتفاقي كه يقينا باحمايت شما به سرانجامي كه بايد خواهد رسيد .

نخستين شماره درگاه با آثار اين عزيزان :
محمد آزرم  ، م . روان شيد ، علي رضا پنجه اي  ، بهزاد خواجات  ، نصرت الله مسعودي، محمد اسديان، هوشنگ رئوف، عبدالرضا فريد زاده، سميرا كرمي،احمد بيرانوند، شيوا فرازمند، مصطفا فخرايي   ،   علي زيودار، حميد رضا اكبري  ،  بهمن محرابي  ، شهاب شهرزاد  ، ليلا حسنوند  ،  محمد اسديان ، ميلاد شهبازي، آنيتا نجفي، ارمغان بهداروند  ،  بابك دولتي  ، لطيف آزادبخت،بنفشه حجازي، سينا ميرزايي ، ري را عباسي ،  مرتضي جزايري ،  كرم رضا تاجمهر، آيت دولتشاه، علي مردان عسكري عالم،ابراهيم رحيمي زنگنه،ايرج كاظمي،محمدحنيف،بهروز سپيدنامه،سيد فريد قاسمي،عبدالكريم جربزه دار، محمدرضا والي زاده معجزي، رضا اقبالي، علي ديركوندي و ياسر دلفان

در دسترس تان مي باشد

 

+ نوشته شده توسط بهرام در چهارشنبه سوم اسفند 1390 و ساعت 13:15 |

 

حافظه مطبوعات ایرانی

 

در 1466 شماره روزنامه شرق ـ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ـ مثل هر پنچشنبه ضميمه آخر هفته اين روزنامه با تنوع خاص خود منتشر گرديده .

بخش ماندگار و صفحه آغازين ضميمه شرق در واقع به خرم آباد اختصاص يافته است.

البته منظور از خرم آباد جاذبه هاي توريستي و ابنيه تاريخي و پروژه هاي كلنگ خورده و جمعيت بيكار آن نيست. در ضميمه شرق كلي مطلب و حرف شنيدني و خواندني از كسي آمده كه خود به تنهايي در مجامع فرهنگي ، مطبوعاتي و پژوهشي امروز كشور يك شهر محسوب ميشود.  یک خرم آباد، يك لرستان.

در ضميمه امروز شرق ، مسعود رضوي فقيه ، پژمان موسوي ، سام محمودي،سرابي ،هادي خانيكي ، فريدون صديقي ، علي اكبر قاضي زاده ، علي دهباشي ، يونس شكر خواه ، حميد رضا محمدي ـ گفتگو با دكترمهدي فرقاني ـ  و سيد ابوالحسن مختاباد حرف هايي حواندني با سيد قلمداران لرستان نوشته اند و بهمن الفتي هم طرحي از سيد آورده است .

با كسب اجازه از روزنامه شرق كليه مطا لب در تا سپيده  اينگونه تقديمتان مي گردد.

 

1-  سخت كوشي و تداوم : مسعود رضوي فقيه

2-  از نسل دود چراغ خوردگان : پژمان موسوي

3- خام بدم سوختم : سام محمود سرابي

4- تر غيب به خواندن تاريخ از سر درد: هادي خانيكي

5- سيد دهكده ما : فريدون صديقي

6- علامه تاريخ : علي اكبر قاضي زاده

7- عجين شده با كاغذ و روزنامه و مجله : علي دهباشي

8- او مخاطي را مي شناسد: حميد زضا محمدي ـ گفتگو با دكتر مهدي فرقاني ـ

9- ميناتوريستي برايروزنامه نگاري : يونس شكر خواه

10- وين سعي مي كند كه بگيرد غريق را : سيد ابوالحسن مختاباد

+ نوشته شده توسط بهرام در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 و ساعت 21:1 |

 

در احترام به سيدفريد قاسمي

                                                                                                                                      مسعود رضوی‌فقیه

 سخت‌كوشي و تداوم



·                                 مطبوعات در ايران، تاريخ يك‌ونيم قرني پرفراز و نشيبي دارد. از ابتدا نقش واسطه را بازي كرده و به تمام معنا يك «مديا» يا «رسانه واسط» بوده است. هم از نظر تاريخي، هم از نظر زباني و هم به لحاظ محتواي فرهنگي و خبري. از نظر تاريخي، مطبوعات ايران، حدفاصل دوران مستمر تاريخ سنتي و عصر تجدد محسوب مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 و ساعت 21:0 |

 بازخواني خدمات فرهنگي و مطبوعاتي سيدفريد قاسمي

از نسل دود چراغ‌خوردگان...

                                                               پژمان موسوي Pejman.mousavi@gmail.com

     
شايد فكر كنيد كه ديگر امروز و با تغيير و تحولاتي كه در زندگي انسان مدرن رخ داده است، نسل آنهايي كه از قديم به «دود چراغ خورده»شهره بودند به سر آمده است و ديگر نشاني از اينان را نمي‌توان سراغ گرفت اما هنوز هم در همين حوالي و در همين دنياي روزنامه‌نگاري خودمان هستند از اين نسل سپري شده: نسلي كه ما تا آخرين روز حيات‌مان وامدار اينانيم و مديون وجودشان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 و ساعت 20:58 |